در سودای آسمان

زلزله

امروز خیلی بیشتر از قبل درس خونده بودم و خسته بودم.ساعت ده دمنوش بابونه خوردم تا یکم ریلکس بشم و سردردم خوب بشه.اما خب درعوض فقط حس خوابالودگی بیشتر شد.

مثل همه شب ها آلارم گذاشتم و خوابیدم.خواب و بیدار بودم که حس کردم دارم تکون میخورم :| سریع ذهنم هوشیار شد که نکنه زلزله باشه؟ بعدش گفتم بیخیال تموم شد که بخواب،اما اصلا خواب به چشمام نیومد و درعوض ذهنم هی شروع به حساب و کتاب کرد که اگر زلزله بیاد اولین کاری که کنم چی باشه؟

نت رو روشن کردم و دیدم بله گویا نزدیکی ما به شدت 4.7 ریشتر زلزله اومده و خواهرا هم نگران هی توی گروه پیام دادن که حواستون به خودتون باشه.کلی هم هشدارهای امنیتی داده بودن.
منم درجواب خیلی شیک گفتم که ای بابا من فقط تنها کاری که ازدستم برمیاد اینه که فاالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین رو بخونم به خودم فوت کنم و دوباره بخوابم،
در نهایت هم اگر زلزله اومد سریع گوشی و لپتاپم رو بردارم و از خونه خارج بشم :))

اما از شوخی گذشته هیچ وقت فکر نکرده بودم ماهایی که ازهم دوریم اگر خدای نکرده اتفاقی برای یکیمون بیفته،بقیه چقدر استرس بهشون وارد میشه.چقدر بده که از هم دوریم.

دسته بندی :
 روزانه نوشت قاطی پاتی

دیدگاه ها [ ۱۰ ]

من زمانِ وقوعِ زلزه هیچ کاری نمی‌کنم. :|
به در و دیوار خیره میشم ببینم کی تموم میشه لرزش.
اره خب 
خدایی ١٥ ثانیه ادم چیکار میتونه بکنه؟
خونه مادری
حس خوبیه که زمین زیر پات بلرزه اما راحت بگیری بخوابی

ولی من تاحالا زلزله رو حس نکرده بودم، باحال بود یجورایی
جناب دچار
خب بیایید نزدیک هم :/
:| به ذهن خودمون نرسیده بود
ممنون که گفتید 
کلنگ سرسخت
من از دوریت دق می کنم حاج خانم 
خیلی نگران خانم والده و آقا مرتضی هستم 
اشتباه زدی داداچ
من هیچ وقت خواب خوبی ندارم اما شب زلزله به قدری راحت خوابیدم که اصلا متوجه زلزله نشدم:))
 انگار عوض این همه بی خوابی رو باید زمان زلزله جبران کنم:|
:) چه جالب
دخترجان تو یک استثنایی
حمید حمیدی
من در دوهفته اخیر دوبار تهران تجربه ش کردم...
توی مثلث حیات بخوابید فقط (مثلثی که بین لبه ی تخت ایجاد میشه)
مثل اینجا yon.ir/1rHaB 
بعد این شعر رو هم زمزمه کنید کنار "فالله خیر حافظ" آروم میشید

گر نگهدار من آنست که من می دانم
شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد
ممنون بابت پیشنهاد :)

دیوانه ...
گوشی و لب تابو خوب اومدین :|

کامنت دچاارم خوب بوداا
بهش فک کنین :|
بنا به شرایط،فعلا امکان زندگی توی یک شهر برای هیچ کدوم مقدور نیست متاسفانه
باد پاییزی
وقتی اون دورا یکی رو داری که خیلی خوبه حداقلش میشه بیاد جمت کنه ببره یا بشه بهش پناه برد وای از وقتی که همه پیش هم باشن و فقط یکی تنها بمونه تقدیر رو چه میشه کرد 
اره خب از این دید بهش نگاه کنیم خوبه
اما اگر خدای نکرده وضعیت خیلی بد باشه، تا از هم خبر بگیریم و تماسی برقرار بشه،ادم نصف عمر میشه
محمد رضا
زلزله دیگه تموم شد رفت هفت هشت سال دیگه...
امیدوارم تموم بشه...برای کرمانشاه هنوز تمومی نداره :|
Omidreza shakoor
فاصله همه چیز رو عمیق میکنه...
تا حالا انقدر ژرف کسی نتونسته بود به مسائل امنیتی زلزله توجه کنه  و واکنش نشون بده واقعا دستتون برسه به ظریحی زودتر...
تو گوشی و لپتاپ چی دارید که تنها چیزی که برای بردن به ذهنتون رسید اینا بود عایا؟
:)) خب کلی عکس خانوادگی هست. من همیشه میخواستم عکس ها رو انتخاب کنم و بعضیا رو چاپ کنم که نشده تاحالا.
و اینکه پول دوباره خریدنشون رو ندارم.پس درنتیجه باید ازشون مراقبت کنم.
و اینکه لب تابم رو تابستون تازه خریدم. فعلا سوگلیمان عست :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">