در سودای آسمان

روز هفتادم

هیچ وقت فکر نمیکردم درصد محبوبیتم تا این حد باشه که بچه ها با دیدنم بالا و پایین بپرن :)) کلی هم اصرار کردن که کلاست رو عوض کن و خب چون توقع این استقبال گرم رو ازشون نداشتم،یجورایی توی رودرواسی قرار گرفتم و رفتم گروهم رو عوض کردم :| میدونم من همونی بودم که میگفتم میخوام این ترم برام چالش باشه و ببینم این معلم که همه از دستش فرار کردن چجوریه :|

اما خب این یکی معلم خوبی هست :) دورگه ایرانی و هندی هستش.فکر میکردم 25 سالش باشه اما گفت 30 سالشه :) خیلی هم مهربون و دوستانه هست،مطمئنا ترم خوبی باهاش داریم.

از کلاس داشتم پیاده برمیگشتم که یک آقایی که کارتون خواب بود هی صدام زد،چون اون قسمت تاریک و خلوت بود،ترسیدم و  اصلا بهش اهمیت ندادم،اما دیدم که با یک پیرمردی صحبت کرد.پیرمرد که همقدمم شد ازش پرسیدم چی میخواست که گفتش گویا سردش هست و پتو میخواسته :(
منم توی راه خونه کلی فکر کردم و اخرش به "میم2" زنگ زدم و گفتم بیا با ماشینت بریم فلان خیابون پتو ببریم برای یک آقایی.خاله هم یک بالشت و پتو داده بود به "میم2" منم از مامان دوتا پتو گرفتم و رفتیم اما اون آقا دیگه نبودش :( خیلی زمان نبرد شاید حدفاصله برگشت من نیم ساعت بود اما هیچ خبری ازش نبود :( خیلی عذاب وجدان گرفتم که چرا باهاش حرف نزدم و بهش قول ندادم که من براش حتما پتو میبرم :( اما واقعا مطمئن نبودم که "میم2" بیاد که بریم.
نیم ساعت هم اطراف رو گشتیم،اما آخرش دست از پا درازتر با پتوها برگشتیم خونه :|
از شدت ناراحتی سردرد گرفتم اما مامان بهم دلداری داد که بالاخره خدا امشب براش یک سرپناهی آماده کرده.خدا که بنده هاش رو رها نمیکنه...

دسته بندی :
 روزانه نوشت

دیدگاه ها [ ۶ ]

خدا کنه روزی برسه که هیچ کس بی پناه نباشه.
امیدوارم
منم اندر دلم برای اینجور نیازمندا می سوزه و غصه اشون می خورم که حد نداره:(
منم دیروز تو مسیر برگشت از کلاس زبان یه خانوم نیازمند دیدم انقدر دلم براش سوخت:((
واقعا حس خیلی بدی داره :(
نیتت مهمه
:) بله 
باد پاییزی
تو وطیفه ات رو درست انجام دادی حتما مامانت درست میگه
حس میکنم کم کاری کردم :| شاید قبلش باید بهش میگفتم صبر کنه
محمد رضا
خدا از نیتتون اگاهه و شما وظیفتون رو به خوبی انجام دادید
خدا کنه  روزی برسه که هیچ کس نیازمند نباشع
امیدوارم...
Omidreza shakoor
چقدر مهربون...
به نظرم بهتون میاد...
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">