در سودای آسمان

واقعا هرچه از دوست رسد نیکوست؟

الان ناراحتم و حرفی که دیشب  یکی از دوستام بهم گفت توی ذهنم تکرار میشه. شاید حساس شدم و شاید هم از اون دوست انتظار این حرف رو نداشتم ،چون فکر میکردم اون بهتر از بقیه منو درک میکنه و میشناسه.

از صبح که بیدار شدم همون حس مزخرف دیشب همچنان هست و میدونم اینجور موقع ها که عصبی هستم،یجورایی غیرقابل تحمل میشم.برا همین از صبح توی اتاق بودم فقط.خیلی حالم گرفته،انقدری که حتی حوصله نوشتن از این چند روز  گذشته رو هم ندارم.

شاید تنهایی و اهنگ گوش کردن و پیاده روی بتونه این حال بد رو بشوره ببره.بعد از ظهر حتما میرم بیرون.


+زمان خیلی عجیبه.وقتی که توی بطن ماجرا هستی،ثانیه ها برات کشدار و طولانی میگذرند اما وقتی که کلی نگاه میکنی میبینی چقدر زود گذشت.چشم به هم زدیم و دی ماه رسید.



دسته بندی :
 قاطی پاتی

دیدگاه ها [ ۲ ]

جناب دچار
نوشابه مشکی هم میشوره میبره
ما ترجیح میدیدم روش های سالم رو انتخاب کنیم :)

اگر قرار باشه برا هر ناراحتی نوشابه خورد که قند خون میگیریم...والا
ان شالله زودی بتونی حال بدتو به حال خوب تبدیل کنی:)
گاهی برخورد با بعضی آدما ، حس خوبی به ادم نمیده
پیاده روی جواب داد و الان خوبم :)
میدونی گاهی کنایه ها ادم رو اذیت میکنه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">