در سودای آسمان

همسایه

یکی از بلاگر ها با پستش درباره همسایه،باعث شد که ناخودآگاه همسایه هامون رو آنالیز کنم :)

هیجده ساله ما توی یک کوچه بن بست ساکن هستیم و جز چندتا همسایه ،بقیه هی خونه رو فروختن یا اجاره میدن هرسال برای همین شناختی ندارم ازشون.
همسایه سمت چپی ما یک خانوم مسن بسیار مهربون هست که جز اولین ساکنین این بن بست محسوب میشه.یک درخت نارنگی دارند که شاخه هاش تا حیاط ما میاد و از همون روزای اول بهمون گفت هرچی نارنگی از تیغه دیوار رد میشه سهم شماست و بذارید بچه ها بچینن :)
خیلی هم دستپخت خوبی داره :)
هروقت غذای خاصی درست میکنه برای من میاره :))
تابستون هم از من برای نوه اش خواستگاری کرد :| که البته من اصلا نمیدونستم فرد موردنظر کدوم نوه اش هست(چقدر من سر به زیرم خدایی؟) اما خب بخاطر فاصله سنی بیش از ده سال رد شدند :|

همسایه سمت راستی یجوری هستن و من همیشه براشون ناراحتم.فکر میکنم بجز پدر خانواده بقیشون انگار افسرده هستن.
همون اول اولا که ساکن شده بودیم،دخترخاله هام از درخت اینا که تا توی حیاط ما اومده بوده،پرتقال میچینن.ما خودمون درخت پرتقال داریم حالا چی شده بوده و اینا شیطنت کرده بودند و از درخت همسایه چیده بودند،جزو نقاط مبهم ماجراست.
خلاصه مامان میره در خونه همسایه و ازش عذرخواهی میکنه که آره مهمون های ما دوتا پرتقال از درخت شما چیدن،حلال کنید.
فردا ما دیدیم همسایه شاخه های درخت بیچاره رو با طناب کشیده سمت خونه خودشون :|

همسایه روبرویی هم نزدیک به دوساله اومدند.خیلی خانواده خوبی هستند.مادر خونواده از اون پیرزن هایی هست که همیشه خدا مقنعه سفید سرش هست و برای نماز همیشه میره مسجد محل.روز اول هر ماه قمری هم آش میپزه :) خیلی زحمت میکشه اما خیلی خوب نمیشه.
درمورد تعدادشون به جمع بندی کاملی نرسیدم هنوز :|
شاید کلا اهل نگاه کردن به چهره آدما نیستم و فقط کلی نگاه میندازم.

+بقول قدیمی ها،همسایه خوب نعمت هست.سعی کنیم همسایه خوبی باشیم.

دسته بندی :
 قاطی پاتی

دیدگاه ها [ ۵ ]

خیلی خوبه که خونه هستین و آپارتمان نشین نیستید. هرچی همسایه بیشتر و نزدیک تر بشه تفاوت های سبک زندگی و فرهنگی بیشتر مشخص میشه.
مثلا همسایه روبرویی ما عادت داره در ورودی خونشو میکوبه به نحوی که در خونه ما هم میلرزه!!!!! این خیلی آزار دهنده است...یا همسایه بالا لوله اش آب داده بود هرچی گفتیم می گفتن از ما نیست تا رنگ سقف حمام ریخت!!!! اخرشم گچ کار اورد ولی رنگ نزد در صورتی که تازه رنگ کرده بودیم و بهشونم گفته بودیم داره رنگ سقف خراب میشه!!!

واقعا همسایه خوب نعمته.
چندوقت پیش با بابام رفتیم مهمونی خونه یکی از اقوام.آپارتمان هست خونشون.وقتی اومدیم،بابا گفت من بیام اپارتمان زندگی کنم،دق میکنم اصلا.
اره خب.ما خیلی کم با همسایه ها برخورد داریم.
اما من خودم آپارتمان های نورگیر رو دوست دارم.خونه ما دیگه قدیمی هست.
کلنگ سرسخت
همسایه خوب فقط صابخونه من که منو عرق خوری دعوت می کرد :|
:| رفیق بی کلک بوده این 
همیشه دوست داشتم تا همسایه ایی داشته باشیم که خیلییی باهاش صمیمی باشیم و مثلا یه دختر هم سن من داشته باشه ، یا چیزی که منو وصل کنه به اونا !
اما خب نشد ، یعنی پیش نیومد هیچوقت !
قدرِ خانومِ پیرِ همسایتون رو بدون خیلیی ... همسایه ی خوب نعمته !
مامانم دوستای قدیمی داره که اشنایی اولیه از همسایگی شروع شده، اما خب دخترهاش همسن خواهرم هستند، با اونا دوستای صمیمی هستند
اره واقعا خانوم خوبیه.خدا حفظش کنه
خونه مادری
چه همسایه های خوبی
بن بست بودن کوچه هم خودش یه نعمته
اینکه از آش اول هر ماه مطمئنی و و میدونی سهمت حفظ میشه:)
اره :) اوایل این آش اوردن هم داستان داشت که خب برا اینکه طولانی نشه،ننوشتم
محمد رضا
شما کدوم استان هستین که توی حیاط هاتون درخت نارنگی و پرتغال دارید؟ خیلی خوبع  که از این درخت ها دارید اگه توی خونه ما بود من هرروز ازشون اویزون می شدم
:) دیگه دیگه
خب همیشه که نمیشه
چون باید صبر کنی تا میوه برسه، بعدش هم سهم بقیه هم هست.ادم نباس تک خور باشه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">