در سودای آسمان

روز بیست و نهم

امروز حالم خوب نبود و از دست خودم شاکی بودم.یک پست هم گذاشتم اما خب دوستی پیام داد و گفت ویرایش کنم،چون منظور رو بد رسونده و من هم حوصله نداشتم و کلا پست رو حذف کردم!

حالا چرا از خودم شاکی بودم؟

چون به هرحال برای خودم یکسری چارچوب رفتاری دارم.مسلما همه همینطور هستند و برای خودشون خط قرمزهایی دارند.حالا گاهی ادم دوست داره یک رفتارهایی کنه که عقل آلارم میده نکن،خط قرمزهات رو رد میکنه.ادم اگر توجه نکنه و انجام بده بعدش عذاب وجدان یقه اش رو ول نمیکنه دیگه و هی سرزنش درونی داره.

گاهی فکر میکنم مثل این راننده های ناشی هستم،هی میزنم جاده خاکی،هی سعی میکنم راه درست رو پیدا کنم و برگردم به مسیر.

نمیدونم شایدم خیلی سختگیری میکنم و میخوام ایده ال باشم از همه جهت.اما دوست دارم سال ها بعد که به روزای جوونی فکر کردم راضی باشم ازخودم،بگم خوب زندگی کردم در حد توان و ظرفیتم.


+یکی از دنبال کننده ها براشون عنوان پست ها سوال شد.باید بگم که پست ها یجورایی روزنوشت من هست و عنوان ها هم روزشمار هست از زمان داشتن این وبلاگ.

دسته بندی :
 روزانه نوشت

دیدگاه ها [ ۱ ]

چه جور چارچوبایی؟
اگر به کمال گرایی دچاری ، منم هستم و کاری نمیتونم واست بکنم راستش :(( ؛ :)
ولی اگه منظورتت چارچوبای اخلاقیه ؛ من بهت میگم همه ی خط قرمزا رو رد کن ، تا جایی که به کسی آسیب نزنه سعی کن رد کنی. مثلا بین حرفا تیکه بنداز یا چیزایی مثل این :))
بعد از مدتی آرامش بهت میده ؛ ازون به بعد میتونی برگردی تو جاده ;)
خب بله کمال گرا که هستم 
اما خب چارچوب اخلاقی و رفتاری...گاهی رد کردن به خودمون اسیب میزنه.من سرزنش درونی دارم و خودخوری میکنم و خودم داغون میشم :|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">