در سودای آسمان

نجف اشرف

صبح کوله هامون گذاشتیم توی همین خونه و رفتیم بیرون.فقط یکساعتی حرم حضرت علی بودیم،بعدش رفتیم سمت کوفه و مسجد کوفه و مقبره میثم تمار،مختار و...

عصر برگشتیم خونه،رفتم اشپزخونه که وضو بگیرم،دیدم گربه هست.جیغ بنفش کشیدم :)) برام اب قند اورد اقای صاحب خونه :)) هی صلوات میفرستاد بهم فوت میکرد.خندم گرفته بود از کاراش اما بعد مامان گفت رنگت پریده بود.

اقای صاحب خونه هی میگفت لاخوف :| توضیح میداد گربه خودشون هست و تمیزه،اما من همچنان راضی نشدم برم اشپزخونه،دیگه گربه رو برد توی حیاط :)

دیگه امشب رو استراحت کنیم و فردا پیاده روی سمت کربلا شروع کنیم.

+به یاد همه دوستان بودم :)

++دوست داشتم کل روز فقط حرم حضرت علی باشم:| اما حیف که باید با جمع همراهی کنم

دسته بندی :
 اربعین96

دیدگاه ها [ ۶ ]

خوش بگذره ایشالا :)
ممنون :)
سلام..

داشتم میرفتم تو حال و هوای زیارت که یهو رسیدین به قسمت گربه.. خنده ام گرفت.. :))

لا خووووف.. :)) اینکه میگن فلان حیوون تمیزه من تو کتم نمیره :|

ان شاء الله سفر به خیر باشد..

خیلی برام جالبه اینچنین مهمون نوازی میکنن.. هرچند قبلا هم شنیدم.. ولی وقتی بازم کسی برام میگه.. تعجب میکنم... من کجا و این ها کجا.. :(
سلام 
ممنونم 
:)) من کلا میترسم از گربه،اصلا تمیزی و اینا برام مهم نیست.
واقعا مهمون نوازی میکنن،ببینید الان ریموت اسپیلت هم دادن که گرم میشه روشن کنیم،رمز وای فای،لباسشویی،همه چیز در اختیار زائرها قرار میدن.ایشالا قسمتتون بشه و خودتون تجربه کنید.
آقای دیوار نویس
برای ما هم حتما دعا کنید.. 
محتاجیم به دعای شما...
چشم
گربه بیچاره!
چرا از گربه می ترسی !؟
ترس همراه با چندش.نمیدونم از بچگی هست.البته کلا با حیوانات رابطه خوبی ندارم.ترس دارم.
:)
اخی
لا خوف
*
خونه ی یکی از عرب ها تو مسیر،مریض شده بودیم
صبح اومدیم بریم،دیدیم حالمون خوب نیست
صبر کردیم تا خوب بشیم
پدر خانواده هی میومد میپرسید زینین؟
ما هم میگفتیم ای
انقدر پدرانه و نگران میپرسید،انگار بچه ی خودش بودیم...
این عشقی که به زائر دارن خیلی برام قشنگه
خیلی...
*
ممنون که منو بردی خونه ی خدام حسین
روزای عشششق ناب رو دیدن

دقیقا درسته،آنچنان با محبت هستند که این حجم از همدلی و بامحبت بودن . بدون هیچ رابطه خونی و یا ملیتی عجیب میشه و همه و همه این محبت ها برمیگرده به حب اهل بیت که وجه اشتراک ماست :) بقول خود عرب ها
حب الحسین یجمعنا

+من از شما ممنونم که با نظر گذاشتن هات دوباره یکی یکی پست ها رو خوندم و برام حس خوب اون روزا تداعی شد.

اره واقعا
خیلی جالبه
حب الحسین یجمعنا.....
اونم چجوری....
اصلا دل ها رو تغییر داده این محبت
اوهوم :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">