در سودای آسمان

روز نهم

یک گوشه ذهنم درگیر این جمله شده

چقدر راحت من دارم فرصت سوزی میکنم :(


اربابنا؛

یَا ابنَ آدَمَ! اِنَّما اَنتَ اَیّامٌ، کُلَّما مَضی یَومٌ ذَهَبَ بَعضُک


ای فرزند آدم! تو همان روزهایی هستی که سپری می کنی. هر روزی که می گذرد، بخشی از وجود تو از دست می رود.


+لازم نیست از دید مذهبی به این جمله نگاه کنی.فقط کافیه چندبار بخونیش و بهش فکر کنی.



دسته بندی :
 روزانه نوشت

دیدگاه ها [ ۹ ]

چقد ترسناک بود..!
چرا ترسناک؟؟!!!!
از دست رفتن بخشی از وجود ترسناک نیست؟هست بنظرم
میشه از این به بعد نذاریم از دست بره...همین که به اگاهی این برسیم که کجا ایستادیم و با خودمون چند چندیم ،خودش میتونه شروع خوبی باشه.
ماهی رو هروقت از اب بگیری تازست...
آه اگه تو آب بوده باشه بله!:)
به هر حال بخشی رفته.و این ضرب المثل هیچوقت منو راضی نکرده‌.هرچند بحثم بحث ناامیدی نیست.
میدونی دو راه پیش رو هست: 1 بشینی برای زمانی که از دست دادی سوگواری کنی. 
2. کم کم راهت رو پیدا کنی و تلاش کنی و حتی جوری تلاش کنی و انگیزه داشته باشی که زمان سوخت شده قبلت رو هم جبران کنی.

مطمئنا راه اول خیلی اسون هست و اصلا سختی و هزینه ای برای انسان نداره. اما راه دوم توی مسیر خسته میشی،رنج میکشی اما آخرش ارزوی همه هست،حتی اگر هم به اون مقصد نهایی نرسیدی دیگه شرمنده خودت نیستی،میتونی سرت رو بالا بگیری و بگی من هرچی در توانم بود رو انجام دادم.
دیگه بستگی به ادمی داره که مرد کدوم راه باشه...
برای همین رو ناامیدی تاکیدکردم.
حق همینه ولی حرف من اینه که اگه قراره بخشی از وجودم بره حتی اگه به مقصدم برسم باز اون برنمیگرده و این نگرانی اسیب زننده نیست بلکه شاید بیشتر هم باعث استفاده شه
اره اون بخشی از وجود برنمیگرده اما مهم مقصد هست و باز بنظرم مهم تر از رسیدن به مقصد ،توی راه موندن و پشتکار و پایداری هست.اصل اون تلاش برای موندن توی راه هست بنظرم.شایدم اشتباه باشه.اما حس من اینه که وقتی خدا ببینه من چقدر دارم سعی میکنم همین کافیه 

تا زمانی که بلند بشیم ولی راه درست رو نریم.. بازم زمین میخوریم و درجا میزنیم.. :(

اینکه بتونیم تو راه صحیح قدم برداریم.. حتی یه کم.. خیلی مهمه.. :)
مگه میشه راه رو درست نریم؟
 این همه راهنما (امامان) و نقشه راه (قران) داریم.
خیلی سخته مطابق اونا باشیم و پیش بریم اما میشه از چیزای کوچیک و ساده شروع کرد.

اوهوم درسته..

اونا هم از ما نخواستن یهووو خیلی خفن بشیم.. میگن آروم آروم قدم بردارین که یهو خسته نشین و دلزده..

اینکه میگم راهو اشتباه بریم از این خاطر که به حرف امامامون گوش نمیدیم.. نقشه ی راه رو هم نسبت بهم کم لطفی میکنیم.. البته جسارت نباشه.. خودمو میگم.. :(

خدا و اهل بیت امیدوارم کمکمون کنن.. همین که تو مجالس روضه اجازه داریم شرکت کنیم.. یه نشونه مثبته.. من تا وقتی برم تو این مجالس.. امید دارم..


خفن :)))
ایشالا که همیشه توی همین راه باشید و عاقبت بخیر بشید...
ممنونم..
همچنین.. :)
:) 
اعتراف میکنم پست رو دو بار خوندم...
:) مرسی صداقت...
ممنون بابت حضور و پیامتون
واقعا درگیری ذهنی داره !
:)
تلنگر هست و امیدوارم از این به بعد رو درست بگذرونیم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">