در سودای آسمان

روز هشتم

این روزا بیشتر از هر موقع دیگه ای با مامان بحثم میشه!اصلا من هیچ وقت با مامان مشکل نداشتم و همیشه باهم کنار می اومدیم.اصلا مامان عزیزترین فرد زندگی منه.نمیدونم چرا هر حرفی میزنم اون موضع میگیره.شاید دل نازک شده،شایدم من بد حرف میزنم.

اعتراف کنم که واقعا عصبی بودم امروز ظهر موقع حرف زدن.چون اصلا حرف گوش نمیکنه،بهش میگی زنگ نزن به فلانی و چند دقیقه بعد میگه زنگ زدم اینجوری گفته :|

یا مثلا هی میاد منو چک میکنه.ساعت خواب و بیداری من چک میشه.درس خوندنم چک میشه.صدبار گفتم من دبستانی نیستم که کارامو چک کنی.

خسته شدم واقعا

دسته بندی :
 روزانه نوشت

دیدگاه ها [ ۱ ]

هرچی شد
دل مادرا رو نباید شکست
نه که خودم ...
بله درسته...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">