در سودای آسمان

پانزده سال بعد

چند روز پیش بلاگر منو به چالش دعوت کرد و خب باید بگیم که تصور میکنیم پونزده سال بعد کجای زندگیمون هستیم.حقیقتا من مایل نبودم چون که الان جایی وایسادم که هیچ وقت تصورش رو نمیکردم.در بدترین موقعیتی هستم که میتونستم توی این سن باشم :)) شاهکار کردم.

خلاصه برای همین مایل نیستم خیلی برای اینده دور فکر و خیال کنم اما خب پونزده سال دیگه قطعا من مادر سه تا وروجک هستم  با کلی مشغله های مادرانه که کدوم کلاس و مدرسه برای بچم خوبه,کدوم شربت تقویتی بخوره و مواد غذایی ارگانیک استفاده کنم برای غذای بچه ها و از همه مهم تر اینکه بچه هام انسان واقعی باشند.بین تموم مشغله های ریز و درشت مادرانه باید وقت بذارم برای مطالعه و اینکه همیشه استاد به روزی باشم :) بعله دیگه استادی هزارتا دردسر داره :))

و اینکه تا پونزده سال بعد بالا و پایین های سال های اول زندگی مشترک رو ندارم و با همسرم تقریبا همسو شدیم :) از اون خانوم های خونه ای هستم که بجای دغدغه تغییر فرش و مبل ,دوست دارم هر سال یک شهر رو با خانواده ام ببینم (البته میدونم با سه تا بچه دهنم آسفالت میشه اما خب همسرم ادم فهمیده ای هست و کمک میکنه :)) )

دسته بندی :
 قاطی پاتی

دیدگاه ها [ ۱ ]

خیلی آینده قشنگی بود . مرسی که شرکت کردی و دعوتم رو قبول کردی
ای کاش لینک شروع کننده چالش رو هم قرار میدادی .
ممنونم
:) ممنون
 دیگه نذاشتم...نمیدونستم بهتره اون رو بذارم.حالا بذارم؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">